azoyrenci_herekati@yahoo.com گله جک بیزیمدیر |
امپراطوری پدر خوانده ها
اؤزگور دؤنمز
نقدی بر سیستم پدر خواندگی در جنبش دانشجویی آذربایجان
جنبش دانشجویی آذربایجان جنبشی برخاسته از روح پرسشگر و وجدان بیدار دانشجویان آذربایجانی است که در کنار حرکت ملی آذربایجان و به عنوان بخش بسیار مهم و جدایی ناپذیر آن به عنوان موتور محرک و نیز موتور پرورش نسل تازه و نیز نخبگان سیاسی حرکت ملی می باشد. فی الواقع به جرات می توان گفت که جنبش دانشجویی آذربایجان نماد زندگی، تحرک و پویایی حرکت ملی است و بیشترین بار مسئولیت مبارزه را بر دوش می کشد. وتئوریسین ها، تحلیلگر ها و نخبگان سیاسی حرکت ملی را آماده ورود به جامعه سیاسی آذربایجان می کند.
لذا حرکت ملی آذربایجان برای دستیابی به اهداف و آرمانهای بزرگ و انسانی خود نیاز دارد توجه ویژه به جنبش دانشجویی خود داشته باشد تا با بحران نبود نیروی متخصص و متعهد در آینده مواجه نشود. لذا فعالین حرکت ملی و حتی خود فعالین جنبش دانشجویی باید به فکر رفع نواقص جنبش دانشجویی و درمان بیماری های جنبش دانشجویی از قبیل رکود و سکون، نا امیدی از آینده حرکت، عدم تعهد، فرسودگی و دمدگی افکار و عقاید حاکم، سبک مبارزه کهنه و ..... باشند. در این بین یکی دیگر از آفت های بسیار مهم جنبش دانشجویی و حتی به جرات می توان گفت حرکت ملی آذربایجان سیستم پدر خواندگی در آن است که من آن را با عنوان امپراطوری پدر خوانده ها می خوانم و به بررسی نقش شدیدا مضر آن در جنبش دانشجویی می پردازم.
شاید استفاده از عنوان پدر خوانده نیز درست نباشد اما به نظر من درست ترین واژه ای که شرایط موجود را تشریح می کند همین کلمه باشد. در واقع پدر خوانده ها کسانی هستند که همواره دستی از دور بر آتش دارند و همچون فرمانده کل از همه چیز و همه کس خبر دارند. به همه دستور می دهند و همیشه هم سال آخر یا فارغ التحصیل هستند. همیشه سخنشان درست است حتی اگر غلط باشد. افرادی معتقد به دموکراسی در ظاهر و سخن و معتقد به دیکتاتوری در باطن و عمل می باشند. حتی می توان گفت حاضرند جنبش را فدای خود کنند نه خود فدایی جنبش باشند.
این افراد همواره با نگاهی از بالا به پایین و با استفاده از سیستم اعمال قدرت و فشار همه امور را تحت کنترل خود می گیرند و سعی در کنترل تمام فعالیت های انجام شده دارند تا جایی که اگر از انتشار شبنامه ای بی اطلاع باشند حاضرند افرادی را که شبنامه را پخش میکند تعقیب کنند و حتی به دنبالشان بدوند تا سر از کارشان در بیاورند. این افراد با وجود تجربه و سواد سیاسی و کاری مناسب که در طول چندین سال فعالیت در دانشگاه به دست آورده اند سعی دارند بیشتر که نه، به جرات باید گفت همیشه، به جای ایفای نقش یک تحلیل گر و راهنما در زمان لزوم، به عنوان یک تجویز گر عمل کنند که با این کار نه تنها دیگر دانشجویان را از تحلیل و در پی آن تجربه و سواد خود محروم می کنند بلکه قدرت تحلیل مسائل و تصمیم گیری در شرایط بحرانی دانشجویان فعال دیگر را از بین میبرن و فعالین جنبش دانشجوی را به سربازانی بدل می کنند که همواره منتظر دستور فرمانده هستند و کاملا بی خاصیت اند و یک نیروی کاملا اجرایی می باشند که البته حرکت ملی و جنبش دانشجویی از این گونه افراد بسیار فراوان دارد و نیازی به چنین افراد ندارد
البته بحران زمانی حاد تر می شود که تعداد این افراد به اصطلاح با تجربه در جنبش دانشجویی کمی بیشتر از یک نفر باشد که در آن هنگام به علت آن که دو پادشاه در یک اقلیم نمی گنجند کار به تجزیه ی دانشگاه می کشد و هر یک از طرفین برای خود قلمرو و طیف خاصی از نیروها را مشخص می کنند و برای مقابله با رقیب به هر کار خطرناکی دست می زنند. به یکدیگر دهن کجی می کنند و حی تجویز های جور وا جور و البته نه تحلیل درست و سازنده می کنند و در نهایت بعد از فارغ التحصیلی خود عده ای فعال آواره و از اینجا مانده و از آنجا رانده را تحویل جنبش دانشجویی می دهند که به دلیل علل و عوامل متعددی از کم هوشی و پافتی خودشان باید تجربیات گذشته رهبران تیز هوش و متعهدشان را مجددا از نو کسب نمایند و بشینند تازه از صفر شروع کنند .
کاش همه قضایاهمین جا و با فارغ التحصیلی این رهبران به ظاهر مسئولیت تمام شود که تازه این ابتدای بدبختی هاست. دانشجوی فارغ التحصیل از دانشگاه یا شاغل در مقطع بالاتر و در دانشگاه دیگر که مدتهاست از فضای حاکم بر دانشگاه دور است تازه فیل اش یاد هندوستان می کند و با پیدا کردن نوچه هایی در دانشگاه مطبوعش شروع می کند به تحلیل دادن که باید گفت نوشدارو بعد از مرگ سهراب به درد همان رستم احمق می خورد و بس.
فعالین جنبش دانشجویی که باید در داخل جنبش نحوه فعالیت سیاسی، نوع مبارزه، چگونگی تحلیل درست قضایا، ایجاد ارتباط گسترده با سایر فعالین و از همه مهمترباید تعهد به ملت وحرکت ملی آذربایجان را یاد بگیرند به دلیل عملکرد ناصحیح و حتی می توان گفت غیر اخلاقی این اسطوره های مسئولیت پذیری و نماد تعهد در حرکت ملی (پدر خوانده ها) به مو جودی پوچ و تو خالی که تعصبی کور و بدون مسئولیت دارند تبدیل می شوند و قوه درک خوبی و بدی این افراد به نظریات شخصی پدر خوانده یا فرمانده رویایی ارتش آزادی بخش آذزبایجانشان محدود می شود.
و اینک در راستای خدمت به آرمان های حرکت ملی و جنبش دانشجویی بر فعالین جنبش دانشجویی است که دست به یک انقلاب درون جنبشی بزنند و نسل پدر خوانده ها و سیستم ویروسی شان را از دانشگاه ها و جنبش دانشجویی از بین ببرند و جنبش دانشجویی آذزبایجان را به روز های خوب و زیبای گذشته بازگردانند.
در این جا مجبورم توضیح کوتاهی بدهم. در سالهای گذشته فعالیت حرکت ملی، علت و دلیل اصلی پویایی و شادابی حرکت ملی و مبارزان آن، پویایی جنبش دانشجویی آذزبایجان بود که در چند سال اخیر به علت رکود و سکون جنبش دانشجویی و نیز یک سری اختلافات و درگیری های کاملا بچه گانه و خائنانه در داخل جنبش دانشجویی، حرکت ملی نیز دچار رکود و سکوت شده است. لذا برای احیای حرکت ملی باید جنبش دانشجویی آذزبایجان از این مسائل پاکسازی کرد.
امیدوارم این روز های سخت و دلهره آوری که بر حرکت ملی و جنبش دانشجویی می گذرد دوران گذار به مرحله ی تازه ای از مبارزات مدرن ،پرشور و کوبنده ملت آذزبایجان برای دستیابی به دآزادی و رهایی از استعمار باشد. اگر و تنها اگر استعمارگران خودی دست از استعمار حرکت ملی و جنبش دانشجویی و نیز استثمار فعالین و مبارزین بردارند. به امید آزادی ملت آذربایجان!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|